ترجمه "reserved" به فارسی
تودار, رزروشده, کمحرف بهترین ترجمه های "reserved" به فارسی هستند.
reserved
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of reserve. [..]
-
تودار
slow to reveal emotion or opinions
But this romantic power, it is well known, is often associated with a nature of extreme reserve.
مشهور است که قدرت رمانتیک اغلب با سرشتی به نهایت تودار عجین میشود.
-
رزروشده
set aside for the use of a particular person or party
-
کمحرف
slow to reveal emotion or opinions
-
ترجمه های کمتر
- ذخیره
- رزرو شده
- محتاط
- ملاحظه کار
- (آدم) خوددار
- احتیاطی
- از قبل گرفته شده
- اندوخته
- باوقار
- سنگین
- پسداشتی
- پسگذاشتی
- پیشگرفت شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reserved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reserved" با ترجمه به فارسی
-
(قرارداد و غیره) قید · (هتل و هواپیما و رستوران و غیره) نگهداری جا · بند · تردید · تعیین جا از پیش · حفظ · خودداری (از ابراز) · داشتگاه · دودلی · رزرو کردن · زمینی که برای کار بخصوصی تخصیص داده شده است · سامه · شرط · قرارگاه · محدوده · ملاحظه · ناحیه ی حفاظت شده · نهش · نگهداری · نگهداشت · پرده پوشی · پیشگرفت · پیشگزین · کتمان · کوچ نشین · کوچگاه
-
اندوخته های شرکت- ذخایر شرکت
-
اندوخته · حفظ کردن · ذخیره · قرارگاه · محفوظکردن · منبع · پسدار · پسگذاشت · پسگذاشت کردن
-
ذخیره استهلاک
-
ذخایر قابل توزیع
-
ذخیره برابر سازی – ذخیره تسویه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن