ترجمه "resist" به فارسی

تاوستن, استقامت کردن, ایستادگی کردن بهترین ترجمه های "resist" به فارسی هستند.

resist verb noun دستور زبان

(transitive) To attempt to counter the actions or effects of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاوستن

    verb
  • استقامت کردن

  • ایستادگی کردن

    After putting forth some resistance, the governor proves reluctant to carry his load of responsibility and gives in to pressure.

    فرماندار ابتدا در مقابل جمعیت آشوبگر ایستادگی کرد اما بالاخره تسلیم خواستهها و فشارهای آن مردم تشنه به خون شد.

  • ترجمه های کمتر

    • تاب آوردن
    • تن در ندادن
    • جلوی خود را گرفتن
    • خودداری کردن
    • دفع کردن
    • دوام آوردن
    • رد کردن
    • مخالفت کردن
    • مقاوم بودن
    • مقاومت کردن
    • نفاق داشتن
    • پایدار بودن
    • پایداری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resist
+ اضافه کردن

"Resist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "resist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "resist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه