ترجمه "resistance" به فارسی
مقاومت, ایستادگی, پایداری بهترین ترجمه های "resistance" به فارسی هستند.
resistance
noun
دستور زبان
The act of resisting, or the capacity to resist. [..]
-
مقاومت
nounI can resist everything but temptation.
من در مقابل همه چیز غیر از وسوسه میتوانم مقاومت کنم.
-
ایستادگی
He could resist the call of the world no longer.
پـیر گرگ دیگـر نتوانست در برابر بانگ طبیعت ایستادگی کند؛
-
پایداری
It seemed evident that certain Spanish officers charged with resistance yielded too easily;
واضح بود که بعض افسران اسپانیایی که مأمور پایداری بودند به آسانی تسلیم شدند،
-
ترجمه های کمتر
- تاب
- ایستایی
- ازادی
- معافیت
- (روان شناسی) مقاومت
- (معمولا R بزرگ) سازمان مقاومت
- تاب و توان
- رجوع شود به resistor
- قابلیت مقاومت
- مفهوم مقاومت در روانکاوی
- مقاومت ظاهری
- مقاومت ویژه
- ناخودآگاه داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resistance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "resistance" با ترجمه به فارسی
-
مقاومت بدون خشونت
-
مقاومت به تنش فيزيولوژيكي
-
رسانایی الکتریکی
-
قابلیت مقاومت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن