ترجمه "resonance" به فارسی
تشدید, طنین, ارتعاش بهترین ترجمه های "resonance" به فارسی هستند.
resonance
noun
دستور زبان
The condition of being resonant. [..]
-
تشدید
phenomenon in which a vibrating system or external force drives another system to oscillate with greater amplitude at specific frequencies
And if you can cause that coil to resonate,
اگر بتوانید باعث شوید که سیم پیچ دچار تشدید شود ،
-
طنین
nounHe talked very quickly, with a flow of easy words and in a deep, resonant voice.
وی تند و سریع حرف میزد، بیتکلّف و با صدایی عمیق و طنین دار.
-
ارتعاش
noun
-
ترجمه های کمتر
- آواپیچی
- بازآوایی
- بازپژواک
- تلالا
- خنید
- خنیدن
- زیرساخت
- ستهمش
- پرصدایی
- توافق
- ربط
- نسبت
- (آواشناسی) بازخوانی
- (فیزیک - شیمی ) رزونانس
- (هنر و ادبیات) مایه
- بسامد افزایی
- ساختار رزونانسی
- پیچش صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resonance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Resonance
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Resonance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resonance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "resonance"
عباراتی شبیه به "resonance" با ترجمه به فارسی
-
ريوصت یسيطانغم نينط )یآ رآ ما(
-
(صدا) تشدید کردن · (صدا) پیچیدن · بازآوا شدن · بسامدافزایی کردن · تولید طنین کردن · خنیدن · طنین انداختن · طنین دار کردن · همنوا بودن · پرخنید کردن
-
بازآواگر · بسامدافزا · تشدید کننده · خنیدافزا · خنیدی · رسا · طنین افزا · طنینی · وابسته به بازآوایی · پرخنید · پرطنین · پژواک افزا
-
(فیزیک) بازآوایی مغناطیس اتمی · تشدید مغناطیسی هستهای
-
افامآرآی
-
مدار تشدید
-
اسپکتروسکوپی ان.ام.آر · طيفنمایی تشدید مغناطيسي هستهاي · طیفنمایی ان.ام.آر
-
اسپکتروسکوپي اي.اس.آر · طيفسنجی اي.پي.آر · طيفنمایی پرامغناطيسي الكتروني · طیفبینی ای.اس.آر · طیفنمایی ای.اس.آر · طیفنمایی تشدید اسپین الکترون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن