ترجمه "resonant" به فارسی

رسا, پرطنین, بازآواگر بهترین ترجمه های "resonant" به فارسی هستند.

resonant adjective noun دستور زبان

Resounding, echoing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسا

    Bind them! His voice was high and resonant, but colorless.

    برای چی ببند ینش! صدایش زیر و رسا اما بی رنک بود.

  • پرطنین

  • بازآواگر

  • ترجمه های کمتر

    • بسامدافزا
    • خنیدافزا
    • خنیدی
    • طنینی
    • پرخنید
    • تشدید کننده
    • طنین افزا
    • وابسته به بازآوایی
    • پژواک افزا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resonant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resonant" با ترجمه به فارسی

  • ريوصت یسيطانغم نينط )یآ رآ ما(
  • (صدا) تشدید کردن · (صدا) پیچیدن · بازآوا شدن · بسامدافزایی کردن · تولید طنین کردن · خنیدن · طنین انداختن · طنین دار کردن · همنوا بودن · پرخنید کردن
  • (فیزیک) بازآوایی مغناطیس اتمی · تشدید مغناطیسی هستهای
  • افامآرآی
  • مدار تشدید
  • اسپکتروسکوپی ان.ام.آر · طيفنمایی تشدید مغناطيسي هستهاي · طیفنمایی ان.ام.آر
  • اسپکتروسکوپي اي.اس.آر · طيفسنجی اي.پي.آر · طيفنمایی پرامغناطيسي الكتروني · طیفبینی ای.اس.آر · طیفنمایی ای.اس.آر · طیفنمایی تشدید اسپین الکترون
  • امآرآی · بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
اضافه کردن

ترجمه های "resonant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه