ترجمه "respiration" به فارسی

تنفس, تنفس فیزیولوژیک, دمزنی بهترین ترجمه های "respiration" به فارسی هستند.

respiration noun دستور زبان

The process of inhaling and exhaling; breathing, breath. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنفس

    noun

    We all respire in much the same way, and this seems to be primarily a respiratory disease.

    ماهمه یک جورتنفس میکنیم و این بیماری به نظرمیرسه که دروهله اول به سیستم تنفس مربوط می شه.

  • تنفس فیزیولوژیک

    movement of oxygen from the outside air to the cells within tissues, and the transport of carbon dioxide in the opposite direction

  • دمزنی

  • ترجمه های کمتر

    • دمزنش
    • نفسكشيدن
    • تهويه ريوي
    • حجم تنفسي
    • سوخت و ساز تنفسي
    • عمل دمزنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " respiration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "respiration" با ترجمه به فارسی

  • cellular respiration · تنفس
  • (شعر قدیم) نفس راحت کشیدن · آسوده خیال بودن یا شدن · استنشاق کردن · بو کردن · تنفس کردن · دم زدن · نفس کشیدن
  • (زیست شناسی) دمزنی برونی · تنفس · تنفس خارجی (در برابر: دمزنی درونی internal respiration)
  • تنفس سلول · تنفس یاخته
  • دمزنشی · قابل تنفس · قابل دمزنی · قادر به دمزنی
  • دستگاه تنفس مصنوعی · دمزنشگر · ماسک اکسیژن · ماسک تنفسی · هوا بالا
  • (پزشکی) دمزنی ژرف و سپس تند و سپس ضعیف (در هنگام بیهوشی یا حمله ی قلبی)
  • میزان تنفس
اضافه کردن

ترجمه های "respiration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه