ترجمه "restoration" به فارسی

استرداد, بازگشت, بازسازی بهترین ترجمه های "restoration" به فارسی هستند.

restoration noun دستور زبان

the return of a former monarchy or monarch to power, usually after having been forced to step down [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استرداد

    noun

    I consent to restore the duchy to the Duke of Oldenburg

    من با استرداد اراضی دوک نشین به دوک اولدنبورگ موافقت دارم.

  • بازگشت

    noun

    Next comes a prayer for the restoration of God’s people.

    مزمور بعدی دعایی است برای بازگشت قوم خدا.

  • بازسازی

    noun

    He assured everyone he would be responsible for restoring the fort.

    به همه اطمینان داد مسئول بازسازی قلعه خوهد بود

  • ترجمه های کمتر

    • ترمیم
    • بازگردانی
    • تعمیر
    • نوسازی
    • اعاده
    • مرمت
    • ارتجاع
    • بازداد
    • بازساخته
    • پسداد
    • بازدهی
    • جبران
    • اصلاح
    • تر و تازگی
    • رجوع شود به restitution
    • پس دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " restoration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Restoration proper noun

The event that happened in 1660 when English, Scottish and Irish monarchies were restored under Charles II. [..]

+ اضافه کردن

"Restoration" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Restoration در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "restoration" با ترجمه به فارسی

  • اصلاحات میجی
  • (به تندرستی) برگرداندن · (به وضع اولیه ی خود) بازگرداندن · (فیزیک - جسم ارتجاعی) به شکل اولیه ی خود برگشتن · (چیز گرفته شده را) باز گرداندن · از نو باب کردن · اعاده کردن · بازیابی · برگرداندن · ترمیم کردن · تعمیر کردن · در جای خود قرار دادن · در محل اولیه ی خود گذاشتن · درمان کردن · دوباره رواج دادن · دوباره سالم کردن · دوباره گذاشتن · رفو کردن · مرمت کردن · مسترد کردن · پس جهش کردن · پس دادن · پسداد کردن
  • جنبش اصلاح طلبانه ی می جی در ژاپن (پس از جلوس امپراطور موتسوهیتو در سال 7681)
  • اصلاح پذیر · برگرداندنی · تجدید کردنی · قابل استرداد
  • اعاده دهنده
  • اعاده شد · بازگشت زد
  • (سلامتی یا نیرو و غیره) نیرو بخش · احیاگر · بازآور · به هوش آور · داروی به هوش آور · سلامتی آور · وابسته به بازگردانی یا اعاده
  • بازگشت بوربونها به سلطنت فرانسه
اضافه کردن

ترجمه های "restoration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه