ترجمه "restore" به فارسی

مرمت کردن, پس دادن, بازیابی بهترین ترجمه های "restore" به فارسی هستند.

restore verb noun دستور زبان

(transitive): To reestablish, or bring back into existence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرمت کردن

    verb

    restoring his battered helmet as best he could

    کلاه خود شکستهی خویش را چنانکه مییتوانست مرمت کرد.

  • پس دادن

    verb
  • بازیابی

    A multi-phase process that copies all the data and log pages from a specified backup to a specified database (the data-copy phase) and rolls forward all the transactions that are logged in the backup (the redo phase). At this point, by default, a restore rolls back any incomplete transactions (the undo phase), which completes the recovery of the database and makes it available to users.

    Describe the happiness that will come in the new world when perfect health is restored.

    شادیی را که دنیای جدید به دلیل بازیابی سلامت کامل به همراه خواهد آورد توصیف کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • برگرداندن
    • (به تندرستی) برگرداندن
    • (به وضع اولیه ی خود) بازگرداندن
    • (فیزیک - جسم ارتجاعی) به شکل اولیه ی خود برگشتن
    • (چیز گرفته شده را) باز گرداندن
    • از نو باب کردن
    • اعاده کردن
    • ترمیم کردن
    • تعمیر کردن
    • در جای خود قرار دادن
    • در محل اولیه ی خود گذاشتن
    • درمان کردن
    • دوباره رواج دادن
    • دوباره سالم کردن
    • دوباره گذاشتن
    • رفو کردن
    • مسترد کردن
    • پس جهش کردن
    • پسداد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " restore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Restore
+ اضافه کردن

"Restore" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Restore در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "restore" با ترجمه به فارسی

  • اصلاحات میجی
  • جنبش اصلاح طلبانه ی می جی در ژاپن (پس از جلوس امپراطور موتسوهیتو در سال 7681)
  • اصلاح پذیر · برگرداندنی · تجدید کردنی · قابل استرداد
  • اعاده دهنده
  • اعاده شد · بازگشت زد
  • ارتجاع · استرداد · اصلاح · اعاده · بازداد · بازدهی · بازساخته · بازسازی · بازگردانی · بازگشت · تر و تازگی · ترمیم · تعمیر · جبران · رجوع شود به restitution · مرمت · نوسازی · پس دادن · پسداد
  • (سلامتی یا نیرو و غیره) نیرو بخش · احیاگر · بازآور · به هوش آور · داروی به هوش آور · سلامتی آور · وابسته به بازگردانی یا اعاده
  • بازگشت بوربونها به سلطنت فرانسه
اضافه کردن

ترجمه های "restore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه