ترجمه "restraint" به فارسی
خویشتنداری, قید, خودداری بهترین ترجمه های "restraint" به فارسی هستند.
(countable) something that restrains, ties, fastens or secures [..]
-
خویشتنداری
While Michael resisted Satan’s wicked scheme, he also showed remarkable self-restraint.
میکائیل سعی کرد جلوی نقشهٔ شیطان را بگیرد، اما در عین حال بسیار از خود خویشتنداری نشان داد.
-
قید
nounShe was less and less able to endure the restraint which her father imposed.
دیگر بـرایش سخت شـده بود کـه قید و بندهای پدر را تحمل کند.
-
خودداری
A bitter answer leaped to his tongue, but he was learning self restraint.
پاسخ نیشداری بر سر زبانش آمده بود، اما خودداری کرد.
-
ترجمه های کمتر
- بند
- محدودیت
- منع
- فشار
- مهار
- بازداشت
- ممانعت
- جلوگیری
- بازداری
- بازدار
- مرزش
- کرانبند
- لگام
- افسار
- اجبار
- محدودیت آزادی
- هر وسیله ی بازداری : مانع
- کف نفس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restraint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Restraint" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Restraint در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "restraint" با ترجمه به فارسی
-
مقیدکردن جانوران
-
(اتومبیل - ابزار خودکاری که برای حفظ سرنشین در تصادفات تعبیه شده است مانند کیسه ی هوا) ایمن دار ناکنش ور
-
بازداری بازرگانی آزاد (از طریق تبانی یا احتکار یا اشکال تراشی و غیره)
-
جلوگیری یا منع دستمزدها
-
خودداری · خودلگامی
-
محدودیت در تقسیم سود سهام
-
محدویت مالی، سیاست مالی انقباضی