ترجمه "resume" به فارسی

خلاصه, خلاصه تجربیات, خلاصه کردن بهترین ترجمه های "resume" به فارسی هستند.

resume verb noun دستور زبان

A summary of education and employment experience. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاصه

    noun

    Then, the Countess resumed, there was a pause, and he looked at me.

    کونتس چنین ادامه داد: خلاصه، پس از مکثی به من نگاه کرد و گفت:

  • خلاصه تجربیات

  • خلاصه کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • چکیده
    • بازگرفتن
    • حاصل
    • ملخص
    • کارنامک
    • کوتهواره
    • بازدید
    • (برای استخدام و غیره) خلاصه ی شرح حال و سوابق
    • ادامه دادن
    • ادامه یافتن
    • از سر گرفتن
    • از سرگرفتن
    • از نو آغاز کردن
    • دنبال کردن
    • دوباره اشغال کردن
    • دوباره به دست آوردن
    • دوباره پوشیدن
    • سوابق کاری
    • مطالعه مجمل
    • چکیده تهیه کردن
    • چکیده کلام
    • کوتهوار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resume " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Resume

An option that allows the user to resume the recording of a paused video clip.

+ اضافه کردن

"Resume" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Resume در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "resume" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه