ترجمه "ret" به فارسی

بازگشت, بازنشسته, (چوب یا لیف و غیره را برای از هم باز کردن الیاف) خیساندن بهترین ترجمه های "ret" به فارسی هستند.

ret verb adjective دستور زبان

(transitive) To prepare (flax, hemp etc.) for further processing by soaking, which facilitates separation of fibers from the woody parts of the stem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازگشت

    noun
  • بازنشسته

  • (چوب یا لیف و غیره را برای از هم باز کردن الیاف) خیساندن

  • ترجمه های کمتر

    • آبروت کردن
    • بازگشته
    • خرده فروشی
    • نگه داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ret " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ret" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ret" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه