ترجمه "resuscitative" به فارسی

احیا کننده, تجدید کننده, زنده کننده بهترین ترجمه های "resuscitative" به فارسی هستند.

resuscitative adjective دستور زبان

Such as to revive or resuscitate a person [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احیا کننده

  • تجدید کننده

  • زنده کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resuscitative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resuscitative" با ترجمه به فارسی

  • (از اغما یا بیهوشی و غیره) به هوش آوردن · احیا کردن · باز جان بخشیدن · زنده کردن · نجات دادن · نوجان کردن
  • احیا · احیا (قلبی-ریوی) · تجدید · تنفس مصنوعي · زنده سازی · ماساژ قلبي
  • احیای قلبی ریوی
  • (انسان یا دستگاه) به هوش آور · احیاگر · بازجان بخش · دستگاه بازدمش · دستگاه تنفس مصنوعی · زنده کننده
اضافه کردن

ترجمه های "resuscitative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه