ترجمه "resurrectional" به فارسی

رستاخیزی, قیامتی بهترین ترجمه های "resurrectional" به فارسی هستند.

resurrectional adjective دستور زبان

Of or pertaining to resurrection.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رستاخیزی

    he himself revealed the formula of his resurrection.

    شخصاً فرمول رستاخیزی خویش را برملا کرده است.

  • قیامتی

    They Received Their Dead by Resurrection

    مردگانِ خود را به قیامتی باز یافتند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resurrectional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resurrectional" با ترجمه به فارسی

  • احیا · بازآوری · بازخیزش · بازخیزی · تجدید حیات · رستاخیز · عمر دوباره · قيام · قیام · نو رواجی
  • اسرافیل
  • (گیاه شناسی) گیاه هفت جان (به ویژه جنس Selaginella) · رجوع شود به rose of Jericho
  • رستاخیز
  • (از عالم مردگان) بازخیزاندن · (دوباره) زنده کردن · احیا کردن · باب کردن · بازخیزیدن · بلند کردن · خیزاندن · خیزیدن · دوباره رواج دادن · رستاخیز کردن یا شدن · زنده کردن
  • احیا · بازآوری · بازخیزش · بازخیزی · تجدید حیات · رستاخیز · عمر دوباره · قيام · قیام · نو رواجی
اضافه کردن

ترجمه های "resurrectional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه