ترجمه "retailer" به فارسی

خردهفروش, جزئی فروش, خرده فروش بهترین ترجمه های "retailer" به فارسی هستند.

retailer noun دستور زبان

A retail sales company or salesman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خردهفروش

    person who works in the retail industry

    Mr and Mrs Maximilian Pick, Mr Pick being a wholesale and retail dealer in hay, grain and feed;

    آقا و خانم ماکسیمیلیان پیک، عمدهفروش و خردهفروش یونجه و علیق و علوفه؛

  • جزئی فروش

  • خرده فروش

    Merchant who owns or administrates a reatail shop.

    The Croats are moving the product to their retailers on the street.

    کرواسي ها دارن محصولات خودشون رو به خرده فروش هاي زير دستشون تو خيابون ميدن

  • خرده فروشی

    That was cool because then I had retail outlets.

    عالی بود چون بازار فروش خرده فروشی داشتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retailer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Retailer
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرده فروش

    The Croats are moving the product to their retailers on the street.

    کرواسي ها دارن محصولات خودشون رو به خرده فروش هاي زير دستشون تو خيابون ميدن

عباراتی شبیه به "retailer" با ترجمه به فارسی

  • خریدار جزئی · خریدارجزیی
  • (شایعه یا راز یا داستان و غیره) بازگوکردن · تک فروشی · تک فروشی کردن · تکرار کردن · خرد · خرده فروش · خرده فروشی (در برابر: عمده فروشی wholesale) · خرده فروشی کردن یا شدن · خردهفروشی · پدیسار کردن · پراکندن · پیله وری · پیله وری کردن
  • خرده فروش
  • روش قراردادی خرده فروشی
  • بانکداری خرد
  • قیمت خرده فروشی توصیه شده – قیمت تعیین شده برای خرده فروشی
  • خرده فروشی
  • خرده فروشی
اضافه کردن

ترجمه های "retailer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه