ترجمه "retainer" به فارسی
ملازم, مستخدم, استخدام بهترین ترجمه های "retainer" به فارسی هستند.
retainer
noun
دستور زبان
A dependent or follower of someone of rank. [..]
-
ملازم
We have some lovely boys on retainer, but...
... چندتا ملازم دوست داشتني داريم ، ولي
-
مستخدم
The door is opened by the old family retainer, Uncle Remus.
، در توسط مستخدم قدیمی خونه. عمو " ریمیوس " ، باز میشه
-
استخدام
This is my retainer.
این قرارداد استخدام منه
-
ترجمه های کمتر
- خدمتکار
- بازدار
- خادم
- حافظ
- ضامن
- نوکر
- پیشخدمت
- حامل
- نگهدار
- بنده
- (حقوق) استخدام وکیل
- (ردیف سازی دندان ها و غیره) ردیف دار
- (شخص یا چیز) نگهدار
- (مکانیک) درجادار
- اجرت وکیل
- اجیرسازی وکیل
- به کار گماری
- به کارگیری
- حقوق وکیل
- دنباله رو
- ندیم (ندیمه)
- نگهداری کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retainer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retainer" با ترجمه به فارسی
-
(با پیش پرداخت) وکیل دادگستری اجیر کردن · (مثلا آب پشت سد را) انباشتن · ابقا کردن · از دست ندادن · اندوختن · به یاد آوردن · به یاد داشتن · حفظ کردن · در خاطر حفظ کردن · نگاهداشتن · نگه داشتن · نگهداشتن
-
(دیوار) پشت بند · دیوار بازدار · دیوار حائل · دیوار حایل · دیوار ضامن
-
هزینه سود انباشته
-
تخصیص سود انباشته
-
(دستور زبان) مفعول نگهداشته
-
احتباس جفتی · جفت باقیمانده
-
(با پیش پرداخت) وکیل دادگستری اجیر کردن · (مثلا آب پشت سد را) انباشتن · ابقا کردن · از دست ندادن · اندوختن · به یاد آوردن · به یاد داشتن · حفظ کردن · در خاطر حفظ کردن · نگاهداشتن · نگه داشتن · نگهداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن