ترجمه "retaliation" به فارسی
تلافی, قصاص, انتقام بهترین ترجمه های "retaliation" به فارسی هستند.
retaliation
noun
دستور زبان
Violent response to an act of harm or perceived injustice. [..]
-
تلافی
nounThe boy was strong, and wanted to retaliate, but he was in a foreign country.
پسر قدرت تلافی را داشت و دلش هم میخواست که این کار را بکند، اما در غربت بود.
-
قصاص
noun -
انتقام
nounYou can't deny that you've been waiting for a chance to retaliate.
نميتوني انکار کني منتظر يه فرصت براي انتقام گرفتن بودي.
-
ترجمه های کمتر
- مکافات
- کیفر
- تلافی عینی
- قصاص بعین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retaliation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retaliation" با ترجمه به فارسی
-
تلافی کننده
-
انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · تلافی کردن · جزا دادن · خونخواهی کردن · سزا دادن · شیان کردن · قصاص کردن · معامله ی به مثل کردن · کیفر دادن
-
انتقام جو · متضمن تلافی
-
انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · تلافی کردن · جزا دادن · خونخواهی کردن · سزا دادن · شیان کردن · قصاص کردن · معامله ی به مثل کردن · کیفر دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن