ترجمه "retaliate" به فارسی
تلافی کردن, انتقام کشیدن, انتقام گرفتن بهترین ترجمه های "retaliate" به فارسی هستند.
retaliate
verb
دستور زبان
To do something harmful or negative to get revenge for some harm; to fight back or respond in kind to an injury or affront. [..]
-
تلافی کردن
verbOne day he retaliated, but no one got hurt.
یه روز اونم کارشون رو تلافی کرد ، ولی کسی آسیب ندید
-
انتقام کشیدن
verb -
انتقام گرفتن
You can't deny that you've been waiting for a chance to retaliate.
نميتوني انکار کني منتظر يه فرصت براي انتقام گرفتن بودي.
-
ترجمه های کمتر
- جزا دادن
- خونخواهی کردن
- سزا دادن
- شیان کردن
- قصاص کردن
- معامله ی به مثل کردن
- کیفر دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retaliate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retaliate" با ترجمه به فارسی
-
تلافی کننده
-
انتقام · تلافی · تلافی عینی · قصاص · قصاص بعین · مکافات · کیفر
-
انتقام جو · متضمن تلافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن