ترجمه "retentive" به فارسی
بازدارشگر, بازدارشی, دیرزدایشی بهترین ترجمه های "retentive" به فارسی هستند.
retentive
adjective
noun
دستور زبان
Having power to retain; as, a retentive memory. [..]
-
بازدارشگر
-
بازدارشی
-
دیرزدایشی
-
ترجمه های کمتر
- نازدودنی
- مانا
- نگاهدار
- نگهدار
- محکم
- دارای حافظه ی قوی
- دارای قدرت درخودداری
- زایل نشدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retentive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "retentive" با ترجمه به فارسی
-
حفظ مشتریان
-
احتباس آب · نمگیری
-
ابقا · خاصیت نگهداری مغناطیس · قدرت نگهداری · نیروی بازدارش · نیروی حفظ
-
احتباس جفتی · جفت باقیمانده
-
دوره نگهداری، دوره ابقا
-
سیاست حفظ و نگهداری
-
ابقا · نگه داشتن، حفظ کردن
-
(حافظه) یادسپاری · (پزشکی) احتباس · ابقا · بازدارش · حافظه · غذا · مایملک · موجودی · نگاهداری · نگهداری · نگهداشت · نیروی حفظ · یادداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن