ترجمه "reticency" به فارسی

خاموشی, سکوت, کم گویی بهترین ترجمه های "reticency" به فارسی هستند.

reticency noun دستور زبان

Synonym of [i]reticence[/i]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاموشی

    noun

    This was the answer to Ashley's reticence, to his strange conduct.

    این جواب خاموشی و رازپوشی اشلی بود، پاسخ رفتارش!

  • سکوت

    noun

    Why should she have been so reticent at the time of the tragedy?

    چرا باید در زمان وقوع آن فاجعه آن طور سکوت اختیار میکرد؟

  • کم گویی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reticency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reticency" با ترجمه به فارسی

  • خموشی · کم حرفی · کم گفتاری (reticency هم می گویند) · کم گویی
  • آرام · تودار · خموش · دم فروبسته · ساكت · ساکت · سنجیده · کم حرف · کم گفتار · کم گو
اضافه کردن

ترجمه های "reticency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه