ترجمه "reticulate" به فارسی

مشبک, تورمانند, آژگن بهترین ترجمه های "reticulate" به فارسی هستند.

reticulate adjective verb دستور زبان

Network-like in form or appearance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشبک

    adjective
  • تورمانند

  • آژگن

  • ترجمه های کمتر

    • تورسان
    • توری
    • زنبوری
    • (به ویژه برگ گیاه) تورینه ای
    • تورمانند کردن یا شدن
    • تورینه سان
    • تورینه سان کردن
    • شبکه دار (reticulated هم می گویند)
    • شبکه کردن
    • مشبک کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reticulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reticulate" با ترجمه به فارسی

  • التهاب نگاري
  • تورینه بندی · تورینگی · شبکه · شبکه بندی · طرح تورمانند · طرح توری
  • رجوع شود به reticle · شبکه · کیف دستی زنانه (کوچک و بافته شده مانند تور)
اضافه کردن

ترجمه های "reticulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه