ترجمه "reticule" به فارسی

شبکه, رجوع شود به reticle, کیف دستی زنانه (کوچک و بافته شده مانند تور) بهترین ترجمه های "reticule" به فارسی هستند.

reticule noun دستور زبان

A reticle; a grid, network, or crosshatch, especially as found in the eyepiece of various optical instruments to aid measurement or alignment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبکه

    noun
  • رجوع شود به reticle

  • کیف دستی زنانه (کوچک و بافته شده مانند تور)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reticule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reticule" با ترجمه به فارسی

  • التهاب نگاري
  • تورینه بندی · تورینگی · شبکه · شبکه بندی · طرح تورمانند · طرح توری
  • (به ویژه برگ گیاه) تورینه ای · آژگن · تورسان · تورمانند · تورمانند کردن یا شدن · توری · تورینه سان · تورینه سان کردن · زنبوری · شبکه دار (reticulated هم می گویند) · شبکه کردن · مشبک · مشبک کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "reticule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه