ترجمه "retort" به فارسی

قرع, تشر, بازافکندن بهترین ترجمه های "retort" به فارسی هستند.

retort verb noun دستور زبان

A sharp or witty reply, or one which turns an argument against its originator. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرع

    glassware device used for distillation or dry distillation of substances

  • تشر

    Don't be so narrow minded and suburban, retorts Jemima reproving

    جمی ما به من تشر زد. نمیخواد این قدر کوته فکر و عقب افتاده باشی.

  • بازافکندن

  • ترجمه های کمتر

    • قرعی
    • برگرداندن
    • (با خشم یا طعنه وغیره و بدون معطلی و زیرکانه) پاسخ دادن
    • (با خشم یا مزاح - زیرکانه و فوری) پاسخ
    • (مهجور) پس افکندن
    • تلافی کردن
    • جواب (دندان شکن) دادن
    • جواب دندان شکن
    • جواب متقابل
    • در پاسخ گفتن
    • شیان کردن
    • ضربه متقابل زدن
    • عمل به مثل کردن
    • منعکس کردن
    • پاسخ دفاعی
    • پس گفتن
    • پیش جوابی
    • پیش جوابی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Retort
+ اضافه کردن

"Retort" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Retort در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "retort"

عباراتی شبیه به "retort" با ترجمه به فارسی

  • تقطیر · پالایش سیماب
  • باز چرخی · پس خمش · پس چرخی · کجی یا خمش به عقب
  • برگشته · خمیده · کج
اضافه کردن

ترجمه های "retort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه