ترجمه "retreat" به فارسی
عقب نشینی, عقب نشینی کردن, فرار بهترین ترجمه های "retreat" به فارسی هستند.
The act of pulling back or withdrawing, as from something dangerous, or unpleasant. [..]
-
عقب نشینی
verbTo withdraw military forces
The coward inside me wails and pleads with me to retreat.
قسمت بزدل وجودم ناله میکند، از من میخواهد که عقب نشینی کنم.
-
عقب نشینی کردن
verbWhat's left of the 4th has retreated from Stonewatch.
چیزی که از چهارمی مونده از استون واچ عقب نشینی کردند
-
فرار
nounKate looked after the retreating boy with regret.
کیت با دلخوری به پسری که در حال فرار بود نگاه میکرد:
-
ترجمه های کمتر
- خلوت
- گریز
- برگشت
- پسروی
- خلوتگاه
- رجعت
- بازگشتن
- آسودگاه
- رامشگاه
- نهانگاه
- پسرفت
- پسرفتن
- کالیدن
- بازنشستگی
- (ارتش) فرمان یا شیپور عقب نشینی
- (سالمندان یا بیماران روانی) آسایشگاه
- (شطرنج) عقب نشینی مهره
- (مجازی) کناره گیری
- به عقب شیب داشتن
- تو رفتن
- تورفتگی داشتن
- جای دنج
- رجعت کردن
- شیپور شامگاه
- عقب زدن
- عقب نشاندن
- عقب نشيني
- مراسم شامگاه
- مراسم فروآوری پرچم (در شامگاه)
- ملجا که ملجا نویسندگان و هنرمندان شهر شده است .
- پس خمش
- پس نشینی
- پسروی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retreat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Retreat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Retreat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.