ترجمه "retrench" به فارسی

زدن, حذف کردن, صرفه جویی کردن بهترین ترجمه های "retrench" به فارسی هستند.

retrench verb دستور زبان

To cut down or reduce something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb
  • حذف کردن

    She began by a course of retrenchment various luxuries which had found their way to the table appeared there no more.

    اول از همه، خوراکیهای اضافی را از برنامه معمولی پانسیون حذف کرد

  • صرفه جویی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • قطع کردن
    • مستحکم کردن
    • کاستن (به ویژه هزینه ها)
    • کم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retrench " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "retrench" با ترجمه به فارسی

  • (استحکامات نظامی) جان پناه · تخفیف · صرفه جویی · کاهش (به ویژه هزینه ها)
  • (استحکامات نظامی) جان پناه · تخفیف · صرفه جویی · کاهش (به ویژه هزینه ها)
اضافه کردن

ترجمه های "retrench" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه