ترجمه "retrieval" به فارسی
بازیابی, بازآوری, اعاده بهترین ترجمه های "retrieval" به فارسی هستند.
retrieval
noun
دستور زبان
the act of retrieving or something retrieved [..]
-
بازیابی
nounYou can implant it in the body without needing to retrieve what is implanted.
شما می توانید آن را در بدن بکارید بدون نیاز به بازیابی چیزی که در بدن قرار دادید.
-
بازآوری
-
اعاده
-
ترجمه های کمتر
- بازیافت
- امکان بازپس گیری
- امکان بازیابی
- بازپس گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retrieval " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Retrieval
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Retrieval" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Retrieval در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "retrieval" با ترجمه به فارسی
-
(نوعی سگ که موهای سیاه و پرپشت و کوتاه دارد) بازآور موکوتاه
-
(توپ مشکل یا دور ازدسترس را به حریف) پس زدن · (خسارات یا اشتباه و غیره) جبران کردن · (سگ شکاری) شکار تیرخورده را یافتن و بازآوردن · (ورزش های با راکت) شوت حریف را پاسخ دادن · (ورزش های با راکت) نجات توپ · احیا کردن · اصلاح کردن · اعاده · بازآوردن · بازآوری (retrieval هم می گویند) · بازپس گیری · بازگردانی · بازیابی · بازیابی کردن · بازیافت · بازیافتن · برگرداندن · دوباره به دست آوردن · دوباره پیدا کردن · دوباره یافتن · زدن گوی دشوار · سر و سامان دادن · مستغرق شدن در · پس آوردن · پس گرفتن
-
لابرادور رتریور
-
بازيابي دادهها · بازیابی اطلاعات · ذخیرهسازی و بازیابی اطلاعات
-
بدست آوردن، بازیافتن
-
(جانور شناسی) باز آور طلایی (نوعی سگ میان اندام شکاری با گوش های آویخته و موهای بلند طلایی رنگ)
-
بازیابی محتوامحور تصاویر
-
(سگ) بازآور لابرادور · لابرادور رتریور (سگ میانه اندام و کوتاه موی و معمولا سیاه یا قهوه ای یکدست که برای بازآوری شکارتربیت می شود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن