ترجمه "revenge" به فارسی
انتقام, تلافی, بادا فرا بهترین ترجمه های "revenge" به فارسی هستند.
revenge
verb
noun
دستور زبان
Any form of personal retaliatory action against an individual, institution, or group for some perceived harm or injustice. [..]
-
انتقام
nounretaliatory action [..]
The dragon's revenge is a dish best eaten cold!
انتقام اژدها, غذاييه که بهتره سرد سرد خورده بشه!
-
تلافی
I take my revenge in thrusting home truths at her.
من هم برای تلافی حقایق ناگواری به او میگویم.
-
بادا فرا
nounretaliatory action
-
ترجمه های کمتر
- خونخواهی
- دادخواهی
- کیفر
- (به ویژه باخت در مسابقه) تلافی کردن
- (به ویژه در مسابقات) فرصت تلافی
- انتقام کشیدن
- انتقام گرفتن
- تلافی کردن
- خونخواهی کردن
- روح انتقام جویی
- عمل انتقام جویانه
- فرصت انتقام گیری
- پرکینه گی
- کین توختن
- کین توزی
- کین ورزی
- کینه توزیدن
- کینه ورزی
- کینه ورزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revenge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Revenge
Revenge (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Revenge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Revenge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "revenge" با ترجمه به فارسی
-
انتقام کشنده · انتقام گیرنده · تلافی کننده · منتقم · کینه جو
-
کین توز · کین جو · کینه توز · کینه جو · کینه ورز
-
(امریکا - خودمانی) اسهال (به ویژه اگر در مکزیک دامنگیر شود)
-
فیلم تجاوز و انتقام
-
کینه جویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن