ترجمه "revenue" به فارسی
درآمد, عایدی, سود سهام بهترین ترجمه های "revenue" به فارسی هستند.
revenue
noun
دستور زبان
The income returned by an investment [..]
-
درآمد
nounIn fact, there's a question of using empty farmyards as new sources of revenue.
راستش ، يه مشکل درباره استفاده از محوطه خالي مزرعه براي منبع جديد درآمد داريم.
-
عایدی
nounYeah, I can't touch this without a tax number from the revenue review.
آره ، بدون شماره مالیات از واحد بازبینی عایدی ، دست نمیزنم بهش.
-
سود سهام
nounor a company with hundreds of millions of dollars in revenue.
یا یک شرکت بزرگ با سود سهام چند صد میلیونی را مدیریت کنند.
-
ترجمه های کمتر
- درامد
- بازده
- منافع
- عایدات
- خراج
- عايدى
- عوارض
- اداره ی مالیات ها
- بازده سرمایه گذاری
- درآمد دولت (از محل مالیات ها و گمرک و غیره)
- درآمد مالیاتی
- منبع درآمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revenue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Revenue
-
در آمد عایدی
عباراتی شبیه به "revenue" با ترجمه به فارسی
-
در امد اختصاصی
-
تولید سود و حاشیه
-
تقاضای سنگین · خراج · مالیات · ملامت
-
درآمدهای ثبت نشده/ درآمدهای دریافتنی
-
(آمریکا) مامور اداره ی مالیات ها و عوارض (به ویژه مامور جلوگیری از قاچاق مسکرات)
-
بودجه درآمدی · در آمدی بودجه · درآمد بودجه
-
)سا را یا( یلخاد دمآرد رب تایلام هرادا
-
درآمد کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن