ترجمه "reversible" به فارسی

برگشتی, دورو, (واکنش شیمیایی) برگشت پذیری بهترین ترجمه های "reversible" به فارسی هستند.

reversible adjective noun دستور زبان

(of clothing) able to be worn inside out [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگشتی

  • دورو

    noun
  • (واکنش شیمیایی) برگشت پذیری

  • ترجمه های کمتر

    • برگشت پذیر
    • وارون پذیر
    • پشت رو کردنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reversible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reversible" با ترجمه به فارسی

  • امکان برگشت · نقض پذیری
  • اسلاید
  • فرآیند برگشت پذیر
  • (حقوق) رجوع از هبه · (زیست شناسی) تباردیسی (رجوع شود به atavism) · بازگشت · برگشت · حرکت قهقرایی · حرکت معکوس · رجعت · عودت · نیاکان گرایی · هبه ی مشروط · وارون روی · وارون گردی · پسگشت
  • وارونه بعکس
  • واکنش برگشتپذیر
  • شبدر ایرانی
  • (حقوق) فسخ رای · بدبیاری · برگشت · برگشت (معمولا در جهت بدشانسی یا مخالف خیر و صلاح) · تشگرب · حرکت یا چرخش معکوس · نقض حکم · نگون بختی · وارونسازی · وارونگی · واژگونگی · واژگونی
اضافه کردن

ترجمه های "reversible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه