ترجمه "reversal" به فارسی

برگشت, بدبیاری, وارونگی بهترین ترجمه های "reversal" به فارسی هستند.

reversal adjective noun دستور زبان

The state of being reversed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگشت

    noun

    So it's like a reverse " Back to the Future "?

    پس مثل فيلم برگشت به آينده پشت و رو هست.

  • بدبیاری

  • وارونگی

    But not one of the spells he had practiced had been designed to combat a sudden reversal of ground and sky.

    اما هیچ یک از طلسمهایی که یاد گرفته بود در وارونگی زمین و آسمان تأثیر نداشت.

  • ترجمه های کمتر

    • واژگونی
    • تشگرب
    • وارونسازی
    • واژگونگی
    • (حقوق) فسخ رای
    • برگشت (معمولا در جهت بدشانسی یا مخالف خیر و صلاح)
    • حرکت یا چرخش معکوس
    • نقض حکم
    • نگون بختی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reversal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reversal" با ترجمه به فارسی

  • امکان برگشت · نقض پذیری
  • اسلاید
  • (واکنش شیمیایی) برگشت پذیری · برگشت پذیر · برگشتی · دورو · وارون پذیر · پشت رو کردنی
  • فرآیند برگشت پذیر
  • (حقوق) رجوع از هبه · (زیست شناسی) تباردیسی (رجوع شود به atavism) · بازگشت · برگشت · حرکت قهقرایی · حرکت معکوس · رجعت · عودت · نیاکان گرایی · هبه ی مشروط · وارون روی · وارون گردی · پسگشت
  • وارونه بعکس
  • واکنش برگشتپذیر
  • شبدر ایرانی
اضافه کردن

ترجمه های "reversal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه