ترجمه "reverse" به فارسی
پشت, برعکس, وارونه بهترین ترجمه های "reverse" به فارسی هستند.
reverse
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
Having the order of its constituents moved backwards in time or space. [..]
-
پشت
nountheyll do it in reverse and do it forward and then theyll do it in reverse
اونا از عقب نشونش ميدن بعد از جلو و دوباره از پشت
-
برعکس
adjectiveWhat is that supposed to be, reverse psychology?
اين قراره چي باشه ؟ روانشناسي برعکس ؟
-
وارونه
adjectiveBut Tusk wants to stall that shift or reverse it.
ولی " تاسک " میخواد جلوی اون تغییر رو بگیره یا وارونه اش کنه.
-
ترجمه های کمتر
- برگشتن
- لغو کردن
- معکوس
- عکس
- خلاف
- شکست
- ضد
- وارون
- مقلوب
- واژگونه
- برگاشتن
- باژگون
- وارو
- بدبیاری
- ناکامی
- (اتومبیل و غیره - دنده) عقب
- (سکه) خط
- (کاملا) عوض کردن یا شدن
- از عقب رفتن
- باطل ساختن
- بالا پایین
- برعکس کردن
- برگشته
- به قهقرارفتن
- تعطیل کردن
- تغییر دادن
- تغییر عقیده دادن
- تغییر یافتن
- حکم یا رای مخالف دادن
- خنثی کردن
- دگرگون کردن یا شدن 1
- رجوع شود به return
- رجوع شود به reversal
- رد کردن
- طرف مقابل
- عدم موفقیت
- عقب به جلو
- عقب عقب رفتن
- فسخ کردن
- معکوس کردن یا شدن
- مقلوب کردن
- نقض کردن
- نقطه ی مقابل
- وارون کردن یا شدن
- وارونه كردن
- واژگونه کردن
- پاد 0
- پس پسکی رفتن
- پشت به رو
- پشت و رو کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reverse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reverse
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reverse" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reverse در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reverse" با ترجمه به فارسی
-
امکان برگشت · نقض پذیری
-
اسلاید
-
(واکنش شیمیایی) برگشت پذیری · برگشت پذیر · برگشتی · دورو · وارون پذیر · پشت رو کردنی
-
فرآیند برگشت پذیر
-
(حقوق) رجوع از هبه · (زیست شناسی) تباردیسی (رجوع شود به atavism) · بازگشت · برگشت · حرکت قهقرایی · حرکت معکوس · رجعت · عودت · نیاکان گرایی · هبه ی مشروط · وارون روی · وارون گردی · پسگشت
-
وارونه بعکس
-
واکنش برگشتپذیر
-
شبدر ایرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن