ترجمه "revers" به فارسی
آسترنما, حرمت, (جامه) لبه ی برگشته بهترین ترجمه های "revers" به فارسی هستند.
revers
noun
دستور زبان
a lapel of a garment, turned back to show the reverse side [..]
-
آسترنما
-
حرمت
nounThere were other senses too in which one might reverence them.
به آنها در مفاهیم دیگری نیز میشد حرمت نهاد.
-
(جامه) لبه ی برگشته
-
ترجمه های کمتر
- برگردان (مانند یقه ی پالتو)
- لبه برگشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revers " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "revers" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) با معذرت · اگر جسارت نشود
-
احترام · احترام گذاردن · بت ساختن · تقدیس کردن · تکریم کردن · حرمت · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · رجوع شود به revers · لبه برگشته · مورد تکریم قرار دادن · پرستش کردن
-
احترام آمیز · ارج گذار · خاشع · دارای احساس احترام · فروتن · متواضع · مودب · مکرم
-
پال ریویر (یکی از رهبران جنگ های استقلال آمریکا)
-
با احترام · مودبانه
-
تخصیص منبع معکوس
-
احترام · احترام گذاردن · احترام گذاری · ادای ادب · ارج R( -5 بزرگ - پس از your یا his یا her می آید - عنوان کشیش یا روحانی) حضرت · بیم · ترس · تعظیم · تقدیس · تقدیس کردن · تواضع · تکریم · تکریم کردن · حرمت · حرمت کردن · خشوع · خضوع · ستایش · عزت · فروتنی · مورد عزت و احترام قرار دادن · هراس · هیبت · وحشت · گرامیداشت
-
رود · رودخانه · رودخانه ای · شط · نهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن