ترجمه "reverence" به فارسی
احترام, تعظیم, حرمت بهترین ترجمه های "reverence" به فارسی هستند.
reverence
verb
noun
دستور زبان
Veneration; profound awe and respect, normally in a sacred context. [..]
-
احترام
nounBelieve me, he spoke of you with passionate reverence.
یقین داشته باشد که او راجع به شما با احترام آمیخته به تحسین سخن میگفت.
-
تعظیم
noun -
حرمت
nounThere were other senses too in which one might reverence them.
به آنها در مفاهیم دیگری نیز میشد حرمت نهاد.
-
ترجمه های کمتر
- تکریم
- خضوع
- تقدیس
- ستایش
- عزت
- هراس
- ترس
- هیبت
- بیم
- وحشت
- فروتنی
- گرامیداشت
- خشوع
- تواضع
- احترام گذاردن
- احترام گذاری
- ادای ادب
- ارج R( -5 بزرگ - پس از your یا his یا her می آید - عنوان کشیش یا روحانی) حضرت
- تقدیس کردن
- تکریم کردن
- حرمت کردن
- مورد عزت و احترام قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reverence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reverence
noun
one held in reverence —used as a title for a clergyman.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reverence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reverence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "reverence" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) با معذرت · اگر جسارت نشود
-
(جامه) لبه ی برگشته · آسترنما · برگردان (مانند یقه ی پالتو) · حرمت · لبه برگشته
-
احترام · احترام گذاردن · بت ساختن · تقدیس کردن · تکریم کردن · حرمت · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · رجوع شود به revers · لبه برگشته · مورد تکریم قرار دادن · پرستش کردن
-
احترام آمیز · ارج گذار · خاشع · دارای احساس احترام · فروتن · متواضع · مودب · مکرم
-
پال ریویر (یکی از رهبران جنگ های استقلال آمریکا)
-
با احترام · مودبانه
-
تخصیص منبع معکوس
-
رود · رودخانه · رودخانه ای · شط · نهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن