ترجمه "reverberatory" به فارسی
واخمشی, انعکاسی, بازتابشی بهترین ترجمه های "reverberatory" به فارسی هستند.
reverberatory
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, or employing reverberation or deflection [..]
-
واخمشی
-
انعکاسی
-
بازتابشی
-
ترجمه های کمتر
- بازتابگر
- پژواکی
- (شعله یا حرارت) منحرف شده
- (فلزکاری - کوره ای که شعله و حرارت آن از بالا به پایین واخمش شده است) کوره ی بازتابی
- وابسته به کوره ی بازتابی
- کوره ی زیمنس - مارتن
- کوره ی واخمشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reverberatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن