ترجمه "reverberate" به فارسی

خنیدن, نوفیدن, (حرارت یا نور) باز تابیدن بهترین ترجمه های "reverberate" به فارسی هستند.

reverberate adjective verb دستور زبان

(intransitive) to ring with many echos [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنیدن

  • نوفیدن

  • (حرارت یا نور) باز تابیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (صدا) منعکس کردن یا شدن
    • (صدا) پیچیدن
    • (مجازی) واکنش داشتن
    • اماده رفتن
    • بازآوا کردن یا شدن
    • بازتاب کردن یا شدن
    • جهش کردن
    • رجوع شود به recoil
    • طنین افکن شدن
    • طنین انداختن
    • منعکس شدن
    • منعکس کردن
    • پژواک کردن
    • کمانه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reverberate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reverberate" با ترجمه به فارسی

  • بازآواگر · طنین افکن · پرانعکاس · پرطنین · پرپژواک
  • (فیزیک) بازآوایی · (مجازی) واکنش · آوازه · آوامانی · اثر · بازآوا · بازتاب · بازتافت · بازگردانی · طنین · عواقب · عکس العمل · نتیجه · پژواک · پیامد
  • (کوره) بازتابی · بازتابگر · طنین افکن
  • ارتعاش · پرصدایی
اضافه کردن

ترجمه های "reverberate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه