ترجمه "revertible" به فارسی
برگرداندنی, برگشتنی بهترین ترجمه های "revertible" به فارسی هستند.
revertible
adjective
دستور زبان
Capable of being reverted. [..]
-
برگرداندنی
-
برگشتنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revertible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "revertible" با ترجمه به فارسی
-
برگشت · عودت
-
(به عادات یا ویژگی ها یا اندیشه ها یا طرز حرف زدن و غیره ی گذشته) برگشتن · (حقوق) رجعت مجدد دارایی به شخص یا ورثه ی او · (زیست شناسی - دارای ویژگی های اجداد دوردست شدن) تباردیسی شدن · برگشتن · برگشته آیین · رجعت کردن · رجوع کردن · پسگشت کردن · پسگشتگر · کسی که به دین اولیه ی خود برمی گردد
-
حکم برگشت
-
برگشت · عودت
-
برگشت · عودت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن