ترجمه "reverting" به فارسی
برگشت, عودت بهترین ترجمه های "reverting" به فارسی هستند.
reverting
adjective
verb
noun
Present participle of revert. [..]
-
برگشت
nounGervais intervened with a joke, and the talk reverted to its former lively tone.
ژوره لطیفهای گفت و باز گفتگو به جریان نشاط انگیز پیش برگشت.
-
عودت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reverting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reverting" با ترجمه به فارسی
-
(به عادات یا ویژگی ها یا اندیشه ها یا طرز حرف زدن و غیره ی گذشته) برگشتن · (حقوق) رجعت مجدد دارایی به شخص یا ورثه ی او · (زیست شناسی - دارای ویژگی های اجداد دوردست شدن) تباردیسی شدن · برگشتن · برگشته آیین · رجعت کردن · رجوع کردن · پسگشت کردن · پسگشتگر · کسی که به دین اولیه ی خود برمی گردد
-
حکم برگشت
-
برگرداندنی · برگشتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن