ترجمه "revival" به فارسی
تجدید, احیا, احيا بهترین ترجمه های "revival" به فارسی هستند.
Renewed pursuit, or cultivation, or flourishing state of something, as of commerce, arts, agriculture. [..]
-
تجدید
nounMrs. Norris and her nieces were all well pleased with its revival,
خانم نوریس و خواهرزادههایش همه از این تجدید قرار خوشحال شـدند.
-
احیا
nounFinally, it became clear that Chad could not be revived.
سرانجام، آشکار شد که چد قابل احیا شدن نیست.
-
احيا
I will not revive Klaus within yours, nor even within your children's lifetimes.
تا وقتي تو زنده اي... کلاوس رو احيا نمي کنم ، نه حتي در طول حيات فرزندانت.
-
ترجمه های کمتر
- جانبخشی
- نوجانی
- نورواجی
- نوشکوفی
- (حقوق) تجدید اعتبار یا قانونی بودن
- از نو باب شدن
- تایید حکم دادگاه
- تجدید حیات
- تجدید قوا
- جان تازه
- جلسه ی مذهبی
- رواج مجدد
- رونق تازه
- طغیان مجدد
- نیروی تازه
- گردهمایی دینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revival " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. Winamp genre ID # 87.
"Revival" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Revival در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "revival" با ترجمه به فارسی
-
رنسانس در زمینه های علمی و ادبی (رجوع شود به Revaissance)
-
(از بیهوشی) به هوش آمدن · (دوباره) رواج دادن · (دوباره) زنده کردن · احیا کردن · از سر گرفتن · به خاطر آوردن · به یاد آوردن · تازه شدن یا کردن · جانبخشی کردن · در خاطر مرور دادن · دوباره شکوفا کردن · رونق مجدد دادن · زنده کردن · نوجان کردن · نورواج کردن · نوشکوف کردن
-
اغاز رونق اقتصادي
-
ترکیبی که برای جلا دادن چیز رنگ رفته بکار میرود
-
پست-پانک متجدد
-
احیا · تجدید
-
احیاگرایی مذهبی · میل به احیای رسوم و روش های گذشته · گذشته گرایی
-
کریدنس کلییرواتر ریوایول