ترجمه "reviver" به فارسی
ترکیبی که برای جلا دادن چیز رنگ رفته بکار میرود ترجمه "reviver" به فارسی است.
reviver
noun
دستور زبان
Agent noun of revive; one who revives. [..]
-
ترکیبی که برای جلا دادن چیز رنگ رفته بکار میرود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reviver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reviver" با ترجمه به فارسی
-
رنسانس در زمینه های علمی و ادبی (رجوع شود به Revaissance)
-
(از بیهوشی) به هوش آمدن · (دوباره) رواج دادن · (دوباره) زنده کردن · احیا کردن · از سر گرفتن · به خاطر آوردن · به یاد آوردن · تازه شدن یا کردن · جانبخشی کردن · در خاطر مرور دادن · دوباره شکوفا کردن · رونق مجدد دادن · زنده کردن · نوجان کردن · نورواج کردن · نوشکوف کردن
-
اغاز رونق اقتصادي
-
(حقوق) تجدید اعتبار یا قانونی بودن · احيا · احیا · از نو باب شدن · تایید حکم دادگاه · تجدید · تجدید حیات · تجدید قوا · جان تازه · جانبخشی · جلسه ی مذهبی · رواج مجدد · رونق تازه · طغیان مجدد · نوجانی · نورواجی · نوشکوفی · نیروی تازه · گردهمایی دینی
-
پست-پانک متجدد
-
احیا · تجدید
-
احیاگرایی مذهبی · میل به احیای رسوم و روش های گذشته · گذشته گرایی
-
کریدنس کلییرواتر ریوایول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن