ترجمه "revoke" به فارسی
فسخ کردن, لغو کردن, فسخ بهترین ترجمه های "revoke" به فارسی هستند.
revoke
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To cancel or invalidate by withdrawing or reversing [..]
-
فسخ کردن
verb -
لغو کردن
verbYou had my clearance revoked.
تو مجوز من رو لغو کردي.
-
فسخ
nounTell me why the commission should not revoke your license.
بهم بگو چرا کميسيون نبايد جواز تو رو فسخ کنه. خب ، آم...
-
ترجمه های کمتر
- ابطال
- (قانون یا گواهینامه و غیره) باطل کردن
- (نادر) فراخواندن
- الغا کردن
- باطل ساختن
- به هم زدن
- به یاد آوردن
- تعطیل کردن
- خنثی کردن
- ناارج کردن
- ناهوده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revoke " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Revoke
-
لغو کردن
You had my clearance revoked.
تو مجوز من رو لغو کردي.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن