ترجمه "revolution" به فارسی
انقلاب, شورش, رولوسیون بهترین ترجمه های "revolution" به فارسی هستند.
A political upheaval in a government or nation state characterized by great change. [..]
-
انقلاب
nounpolitical upheaval [..]
In his reedy, piping voice he urged them on to revolution.
او با صدای زیر و گوش خراشش آنها را تشویق میکرد انقلاب کنند.
-
شورش
nounpolitical upheaval
You don`t seem to have done badly out of the revolution.
شما که فکر نمي کنين اونا بدون شورش هم آدم هاي بدي هستند
-
رولوسیون
political upheaval
-
ترجمه های کمتر
- واگشت
- دوران
- چرخش
- تحول
- دور
- گردش
- فرگرد
- چرخشی
- گشتن
- (رویدادها و غیره) دوره
- (نجوم) گردش
- تغییر اساسی
- دور (rotation هم می گویند)
- دوران کامل
- دگرگونی بنیادین
- زمان گردش
- نقطه ی عطف
- چرخش (به دور محور)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revolution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Any of several political/military revolutions (or revolutionary wars), taken specifically. [..]
"Revolution" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Revolution در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "revolution"
عباراتی شبیه به "revolution" با ترجمه به فارسی
-
انقلاب صنعتی (که حدود 0671 از انگلستان شروع شد و به دیگر کشورهای اروپایی سرایت کرد)
-
انقلاب علمی
-
(به ویژه برخی برگ ها) زیرگشته · واگشته
-
انقلاب میخک
-
انقلاب فکری
-
انقلاب فرهنگی · انقلاب فرهنگی ایران · انقلاب فرهنگی چین
-
انقلاب ۱۳۵۷
-
انقلاب (کبیر) فرانسه (9871 میلادی) · انقلاب فرانسه