ترجمه "revolving" به فارسی
(بازرگانی) گردان, (به ویژه نورافکن فرودگاه) چرخان, درگردش بهترین ترجمه های "revolving" به فارسی هستند.
revolving
noun
verb
دستور زبان
Present participle of revolve. [..]
-
(بازرگانی) گردان
-
(به ویژه نورافکن فرودگاه) چرخان
-
درگردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revolving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "revolving" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار تجدید شونده قابل تبدیل
-
(شخص یا چیز) گردنده · تپانچه · رولور · ششلول · هفت تیر · هفتتیر · چرخان · چرخشگر · گردان
-
دور گردانی · گردنده
-
(به دور محور) چرخیدن · تامل کردن · در فکر پروراندن · دور زدن · دورگشتن · مورد تفکر قرار دادن · چرخ زدن · چرخيدن · کروی شدن · گردیدن · گشتن
-
در چرخنده · در گردان
-
در چرخان · در چرخنده · درگردان · هفت تیر · چرخان در
-
غذاخوری گردان
-
(شخص یا چیز) گردنده · تپانچه · رولور · ششلول · هفت تیر · هفتتیر · چرخان · چرخشگر · گردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن