ترجمه "riches" به فارسی

ثروت, اشیای پر ارزش, ثروت زیاد بهترین ترجمه های "riches" به فارسی هستند.

riches noun دستور زبان

Money, goods, wealth, treasure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثروت

    noun

    It was a rooted idea in Christophe's mind that riches are death to the soul.

    ولی این فکر در مغز کریستف رسوخ یافته بود که ثروت روح را میکشد.

  • اشیای پر ارزش

  • ثروت زیاد

    noun

    We see the same thing among those who are not rich

    در میان کسانی هم که ثروت زیاد ندارند همین بساط حکمفرماست.

  • ترجمه های کمتر

    • جواهرات
    • دارایی زیاد
    • ذخایر (زیاد)
    • غنا
    • منابع
    • پرمایگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " riches " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Riches proper

A patronymic surname.

+ اضافه کردن

"Riches" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Riches در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "riches" با ترجمه به فارسی

  • غنی کردن
  • جعبه متن غنی
  • (برنامه ی هنری و غیره) سرگرم کننده · (بو) قوی (و خوشایند) 1 · (خودمانی) مسخره · (خوراک) چرب · (رنگ) زنده · (صدا و موسیقی) پرطنین · - خیز 2 · - دار · servatmand · ğani · ارزشمند · افتضاح · انبوه · بارور · باشکوه · بیش ازاندازه · توانگر · ثروتمند · جوهردار · حاصلخیز 3 · خرم · خوش آوا · خوش الوان · خوش فام · خوشبوی · خوشرنگ · خیلی · دارا · دنگ دار 0 · دولتمند · رایومند · رنگارنگ · زرخیز · زیاد · زیب آور · زیبنده · سبز و خرم · سرسبز 6 · سرشار · شایگان · شکوهمند · شیرین · غنی · فاخر · فراخ · فراوان · قوی · مایه دار · متمول (در برابر: ندار یا فقیر poor) · مجلل · نیرومند 7 · وافر · پر ارزش · پر تشریفات · پر ثروت · پر حاصل · پر زور · پر فرورد · پر محصول · پر- · پرآیین · پرانرژی · پربار · پربرکت · پرجلوه · پرشکوه · پرمعنی 5 · پولدار · چرب و شیرین · چرب و نرم 4 · گران قیمت · گرانبها
  • ریچ مدیا
  • تازه به دوران رسیده · ندید بدید · نوکیسه
  • رجوع شود به rime riche
  • اسراف · باروری · توانگری · خوش رنگی · دولتمندی · رونق · زیادی · سرشاری · سنگینی · عظمت · فراوانی · وفور · پرمایگی · پری
  • پیآرپی
اضافه کردن

ترجمه های "riches" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه