ترجمه "ridge" به فارسی

گریوه, مرز, خطالرأس بهترین ترجمه های "ridge" به فارسی هستند.

ridge verb noun دستور زبان

The line along which two sloping surfaces meet which diverge towards the ground. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گریوه

    line of intersection

  • مرز

    noun

    I got my best men on the ridge to the West.

    من بهترین افرادم رو در مرز غربی گذاشتم.

  • خطالرأس

    geological feature consisting of a chain of mountains or hills that form a continuous elevated crest for some distance

  • ترجمه های کمتر

    • پشته
    • ناوک
    • خطالراس
    • شخ
    • پرندک
    • پلوان
    • تیزه
    • (در اصل) ستون فقرات یا پشت حیوان (به ویژه ستور)
    • (زمین کشاورزی) مرز
    • (زمین کشاورزی) مرزبندی کردن
    • (موج و غیره) کوهان
    • (نقش کبریتی) هر یک از خطها یابرجستگی ها
    • (نقشه های هواشناسی) ناحیه ی دارای فشار بارومتری زیاد
    • (پارچه وغیره) نواره ی برجسته
    • (کوه و غیره) ستیغ
    • تیغه ی کوه
    • خاک میان دو شیار
    • دارای نواره های برجسته کردن
    • رشته تپه
    • ستیغ دار کردن
    • شیار شیار کردن
    • شیاربندی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ridge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ridge proper

A surname after a natural landscape feature. [..]

+ اضافه کردن

"Ridge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ridge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ridge"

عباراتی شبیه به "ridge" با ترجمه به فارسی

  • تیر فوقانی شیروانی، تیر فوقانی بام دو شیب
  • خاکورزی پشتهای
  • برجسته · دارای خر پشته · مرزدار · گرده ماهی
  • آزمایشگاه ملی اوک ریج
  • بخش خاوری کوه های آپالاچیان در شرق ایالات متحده
  • پشتهبندی
  • درازتپه یا خرپشته ی راستای کرانه (که توسط امواج ایجاد می شود)
  • پشته میانی اقیانوس
اضافه کردن

ترجمه های "ridge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه