ترجمه "rider" به فارسی
سوار, راکب, شرح بهترین ترجمه های "rider" به فارسی هستند.
rider
noun
دستور زبان
one who rides, often a horse or motorcycle [..]
-
سوار
nounClip clop, clip clop came the approaching rider.
پتک و پتک و، پتک و پتک و، سوار نزدیک میشد.
-
راکب
but do not mistake the horse for the rider.
اما مرکوب را بجای راکب نگیرید.
-
شرح
Down there is my brother John's office, that's where we slate the runners and the riders.
اون پايين هم دفتر داداشم جان ـه. اونجا هم جاييه که شرح وقايع مسابقات رو مينويسيم.
-
ترجمه های کمتر
- الحاقیه
- تبصره
- (مکانیک) هر ابزار یا دستگاهی که روی چیزی حرکت کند یا سوار باشد
- توضیح اضافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rider " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rider
proper
A surname. More often spelled Ryder. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rider" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rider در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rider"
عباراتی شبیه به "rider" با ترجمه به فارسی
-
دلال آزاد
-
سوارکار
-
معضل مفتسواری
-
گاوچران
-
(در سابق) کشیش که در حوزه ی خود از کلیسایی به کلیسای دیگر سفر می کرد و به امور آن رسیدگی می کرد · کشیش سیار
-
فرض مفت سواری کردن، مفهوم مجانی استفاده کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن