ترجمه "rif" به فارسی

(خودمانی) اخراج, خاتمه دادن به خدمت کسی (به ویژه از راه انحلال اداره یا منصب), رشته کوه های ریف (در ساحل شمال خاوری مراکش - Er Rif هم می گویند) بهترین ترجمه های "rif" به فارسی هستند.

rif
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) اخراج

  • خاتمه دادن به خدمت کسی (به ویژه از راه انحلال اداره یا منصب)

  • رشته کوه های ریف (در ساحل شمال خاوری مراکش - Er Rif هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rif " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rif proper

a mountainous region in northern Morocco [..]

+ اضافه کردن

"Rif" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rif در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

RIF verb noun دستور زبان

Initialism of [i]reduction in force[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"RIF" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RIF در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "rif" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه