ترجمه "rifle" به فارسی
تفنگ, دزدیدن, (ارتش - جمع) یکان تفنگدار بهترین ترجمه های "rifle" به فارسی هستند.
rifle
verb
noun
دستور زبان
to search with intent to steal; to ransack, pillage or plunder. [..]
-
تفنگ
nounfirearm with a rifled barrel [..]
Salem picked up his rifle and charged out into the murk.
سالم هم تفنگ خود را بلند کرده به طرف دود و گرد و خاک به راه افتاده بود.
-
دزدیدن
verb -
(ارتش - جمع) یکان تفنگدار
-
ترجمه های کمتر
- (با سرعت زیاد) پرتاب کردن
- (به منظور یافتن و دزدیدن) به هم ریختن
- (لوله ی توپ و تفنگ و غیره) خان
- (مسلحانه) تجسس بدنی و سرقت کردن
- (نادر - جیب های کسی را گشتن و) به زور پول گرفتن
- تفنگ گلولهزنی
- توپ خاندار
- جستجو کردن
- خان کشی کردن
- خاندار کردن
- دستبرد زدن
- زیر و رو کردن
- غارت کردن
- چپو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rifle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rifle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rifle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rifle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rifle"
عباراتی شبیه به "rifle" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ بادی
-
برد (تفنگ) · تیر رس · محل تمرین تیراندازی (با تفنگ) · میدان تیر
-
تفنگ اسپرینگ فیلد (تفنگ ارتش آمریکا از 3091 تا 6391 - کالیبر: 03 - گلنگدن دار)
-
تفنگ تکتیراندازی
-
تفنگ نیمهاتوماتیک
-
تفنگ ضد تجهیزات
-
(لوله ی توپ و تفنگ و غیره) خان کشی · خان · خان بندی
-
توپ بدون لگد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن