ترجمه "rip" به فارسی

فتردن, دریدن, چاک بهترین ترجمه های "rip" به فارسی هستند.

rip verb noun دستور زبان

A tear (in paper, etc). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فتردن

    to cause to become two parts

  • دریدن

    Verb

    Claws teeth ripping blood.

    چنگالها دندانها دریدن خون.

  • چاک

    noun

    she was pregnant and her stomach was ripped open by a predator

    او باردار بود و شکمش توسط یک صیاد چاک خورده بود

  • ترجمه های کمتر

    • شکافتن
    • پارگی
    • دریدگی
    • اوراق
    • دراندن
    • فتالیدن
    • لکنته
    • گسلاندن
    • شكافتن
    • فکسنی
    • قراضه
    • (آشفتگی و پرموجی بخشی از دریا به واسطه ی برخورد دو رشته موج های متقابل یا برخورد یک رشته موج با بادهای مخالف) گسلاب
    • (با تبر و غیره) شکستن
    • (با فشار ناگهان) پاره کردن
    • (با چاقو یا هر چیز تیز) شکافتن
    • (عامیانه - با سرعت یا خشونت) حرکت کردن
    • (عامیانه)
    • (چوب را در امتداد آوندها) اره کردن
    • آدم عیاش
    • آدم هرزه
    • اسب مردنی
    • اسب پیر و وامانده
    • جر خوردن
    • جر دادن
    • دریده سازی
    • عمل جر دادن
    • پاره شدن
    • پاره کردن
    • چاک خوردن
    • چاک خوردگی
    • چاک دادن
    • چاک زدن
    • چیز بی ارزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rip " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rip
+ اضافه کردن

"Rip" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

RIP interjection proper

Rest in peace. [..]

+ اضافه کردن

"RIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای RIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rip"

عباراتی شبیه به "rip" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) پر سروصدا · غوغا · محشر · پرغلغله
  • (لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب · روان شاد
  • خراش زمين (خاكورزي)
  • موج برگشتی (مثلا از ساحل)
  • موج قوی · موج وازننده · کشند در هم کوب
  • (ریسمان کیسه ی گاز بالون که چون آن را بکشند گاز خارج می شود و بالون پایین می رود - ریسمان چتر نجات که با کشیدن آن چترباز می شود) جر نخ
  • (اسباب) پاره کننده · (انگلیس - قدیمی - خودمانی) عالی · - بر · - کش · خاکورزی · خراش زمين · شکافنده · معرکه · هنگامه · کننده
  • (شخصیت اصلی داستان واشنگتن ایروینک که بیست سال خوابید) ریپ وان وینکل
اضافه کردن

ترجمه های "rip" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه