ترجمه "ripping" به فارسی

(اسباب) پاره کننده, (انگلیس - قدیمی - خودمانی) عالی, - بر بهترین ترجمه های "ripping" به فارسی هستند.

ripping noun adjective verb دستور زبان

Present participle of rip. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اسباب) پاره کننده

  • (انگلیس - قدیمی - خودمانی) عالی

  • - بر

  • ترجمه های کمتر

    • - کش
    • خاکورزی
    • خراش زمين
    • شکافنده
    • معرکه
    • هنگامه
    • کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ripping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ripping
+ اضافه کردن

"Ripping" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ripping در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ripping" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) پر سروصدا · غوغا · محشر · پرغلغله
  • (لاتین - مثلا روی سنگ قبر - مخفف) آسوده بخواب · روان شاد
  • خراش زمين (خاكورزي)
  • موج برگشتی (مثلا از ساحل)
  • موج قوی · موج وازننده · کشند در هم کوب
  • (ریسمان کیسه ی گاز بالون که چون آن را بکشند گاز خارج می شود و بالون پایین می رود - ریسمان چتر نجات که با کشیدن آن چترباز می شود) جر نخ
  • (شخصیت اصلی داستان واشنگتن ایروینک که بیست سال خوابید) ریپ وان وینکل
  • rip
    (آشفتگی و پرموجی بخشی از دریا به واسطه ی برخورد دو رشته موج های متقابل یا برخورد یک رشته موج با بادهای مخالف) گسلاب · (با تبر و غیره) شکستن · (با فشار ناگهان) پاره کردن · (با چاقو یا هر چیز تیز) شکافتن · (عامیانه - با سرعت یا خشونت) حرکت کردن · (عامیانه) · (چوب را در امتداد آوندها) اره کردن · آدم عیاش · آدم هرزه · اسب مردنی · اسب پیر و وامانده · اوراق · جر خوردن · جر دادن · دراندن · دریدن · دریده سازی · دریدگی · شكافتن · شکافتن · عمل جر دادن · فتالیدن · فتردن · فکسنی · قراضه · لکنته · پاره شدن · پاره کردن · پارگی · چاک · چاک خوردن · چاک خوردگی · چاک دادن · چاک زدن · چیز بی ارزش · گسلاندن
اضافه کردن

ترجمه های "ripping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه