ترجمه "riverbank" به فارسی
رود کنار, زمین ساحلی, ساحل رودخانه بهترین ترجمه های "riverbank" به فارسی هستند.
riverbank
noun
دستور زبان
A sloped side of a river acting as a barrier between the water and level ground to either side. [..]
-
رود کنار
His horn washed up upon the riverbank, about six days past.
شیپورش رو کنار رودخانه پیدا کردیم شش روز قبل
-
زمین ساحلی
noun -
ساحل رودخانه
She spent hours on the riverbank with her little plastic transistor shaped like a tangerine.
ساعتها با رادیوی ترانزیستوری پلاستیکی و نارنگی شکلش در ساحل رودخانه میماند.
-
کرانه رود
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riverbank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "riverbank" با ترجمه به فارسی
-
سواحل رودخانه
-
حفاظت از ساحل رودخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن