ترجمه "riverbed" به فارسی
بستر رودخانه, رود بستر بهترین ترجمه های "riverbed" به فارسی هستند.
riverbed
noun
دستور زبان
The path where a river runs, or where a river once ran; the bottom earthen part of a river, not including the riverbanks. [..]
-
بستر رودخانه
nounThe riverbed may have been dry that morning, but something else glistened on that broad plain.
احتمالاً بستر رودخانه در آن صبح خشک بود، ولی چیزی در آن وادی وسیع از دور میدرخشید.
-
رود بستر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riverbed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن